تبليغاتX
دلم برای سکوت شب همیشه تنگ است

دلم برای سکوت شب همیشه تنگ است



سلام

وقتي به ارشيو ماهای وبلاگ نگاه می كردم ياد اين افتادم كه چه زود دير ميشه... .

چند ماهي ميشه كه نيومده بودم ، باوضعيت مكاني وموقعيتی كه به دليل درس خوندن

تو دانشگاه آزاد نيمه اسلامی واحد ناكجا آباد ... باعث شده تا  يه سرى مشكلات مثل

در دسترس نبودن اينترنت و خيلي چيزای ديگه… تا نتونم اينجا رو به روز نگه دارم .

الان كه اومدم يه بهار ديگه و يه سال ديگه شروع شده  اميدوارم كه سال خوب وخوش

همراه با موفقيت و سلامتی برای همه باشه.

اميدوارم كه وبلاگ مثل سال قبل اينجورى نمونه و دستخوش تغييرات خوبی بشه .

 

 


 

 

 

 

با عبورت تا ابد بارانی ام

بنگر اینک در من این ویرانی ام

کاش می دیدی در این پس کوچه ها

پرسه های بی سرو سامانی ام

تشنه یک لحظه دیدارم بگو

پس تو کی با این عطش می خوانی ام

بشکن این قفل سکوت سرد را

در پس هر واژه ات زندانی ام

کاش مهمان نگاهت می شدم

سر خوش از این خلوت پنهانی ام

قایقم بشکست با امواج غم

ناخدای اشک سرگردانی ام

آه ای دریا مرا با خود ببر

عاشق یک لحظه طوفانی ام


... ؟

 

غروب از تو غربت از من

رفتن از تو عادت از من

موندن از تو بی نشونه

مرگ بی شکایت از من

سایه سایه رو به روتم

یه صدای پر سکوتم

مث ابری شدن تو

مث بارون تو گلوتم

 


......................................................................................................................

 

خودت را به طور نا خوشایند با دیگران مقایسه نکن.چرا که تو درونت را با بیرون آنها قیاس

می کنی و احساسات و نگرانی های درونی خودت را با نمود ظاهری آنها می سنجی .

+نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت12:44توسط سان | |